حسين بن حسن خوارزمي

757

شرح فصوص الحكم

فرعون فضله و صدقه . و اگر از اين صنف نباشيد شما را جواب دادم در جواب ثانى ، اگر از اهل عقل و تقييد باشيد و حصر كنيد حق را در آن چه ادله عقول شما بدان معاضدت مىنمايد . پس موسى - عليه السّلام - اظهار جواب بر دو طايفه كرد تا فرعون فضل و صدق او را دريابد . و حاصل حكمت در اين دو جواب آنست كه خواجهء ما - قدّس سرّه - مىفرمايد : معنى خفى مشكل مغلق بين حق را در خلق و خلق را در حق بين او را كه ز تقييد و ز اطلاق بريست در صورت هر مقيد و مطلق بين و علم موسى أن فرعون علم ذلك - أو يعلم ذلك - . يعنى : موسى بدانست كه فرعون فضل موسى را مىداند يا خواهد دانست ، چه جواب حق منبّه سايل [ است ] بر آن چه نزد او نيست . لكونه سأل عن الماهية ، فعلم أنه ليس سؤاله على اصطلاح القدماء في السؤال بما ، فلذلك أجاب . و لو علم منه غير ذلك لخطَّأه في السؤال . يعنى : علم موسى را به دانش فرعون از آن دانستيم كه فرعون از ماهيت حق سؤال كرد ظاهرا ، اما موسى دانست كه سؤال او به لفظ ما بر اصطلاح قدماء نيست ، از آن جهت جواب داد ، و الَّا تخطئه كردى او را در سؤال ، چه اصطلاح قدماء در سؤال كردن به « ما » طلب جواب است به أجزاء ذاتيه . پس چون موسى [ 315 - پ ] دانست كه او به اين اصطلاح سؤال نمىكند ، به جواب او اشتغال نمود . و اگر دانستى كه سؤال او بر اصطلاح قدماء است تخطئه فرعون كردى در سؤالش ، و گفتى به لفظ « ما » چگونه مىپرسى از ذاتى كه او را أجزاء ذاتيه نيست ؟ ! فلما جعل موسى المسئول عنه عين العالم ، خاطبه فرعون بهذا اللسان و القوم لا يشعرون . فقال له « لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لأَجْعَلَنَّكَ من الْمَسْجُونِينَ » . پس چون از كلام موسى مفهوم شد كه عين حق ظاهر است در اعيان عالمين ، فرعون به لسان اشارت با موسى گفت كه : چون عين حق را عين عالم ساختى و من نسخهء عالمم ، پس من عين او باشم ، لا جرم اگر غير « 98 » مرا به الهيت اتخاذ كنى ترا از

--> « 98 » قا : لا جرم غير .